ما جانداران در دل منظومه شمسی بر زمین در حال زیستن باشیم که از نگاه ما بر سطح زمین ... ماه و خورشید هم اندازه به نظر رسیدن و این در حالی است که واقعیت نهفته در اندازه ماه و خورشید بگونه ای دیگر باشد و قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین می باشد و گویی این پدیده موجب ایجاد نظمی پنهان و اسرار آمیز در دل منظومه گردیده که ما به آسانی قادر به درک آن به نبودن
شیطان ... نام آن فرشته دو شاخ بودن که قادر است تا در میان بسیاری از عوالم به رفت و آمد نمودن ... و لذا قادر بودن تا از لغزش نا به هنگام سایرین نیز به طبقات زیرین جلوگیری نمودن و لذا ندانم آن فرشته را می بایست بهر همه جان ها از یک جان و تن به برگزیدن یا اینکه هر جان و تنی فرشتگان خاص خویشتن را داشتن ... و آن شیطان (انکبان) ... هنگام سفر به عالم مافوق با دو شاخ به نمایان گردیدن و نام آن بسان "بزبزقن
برچسب: انکبان,
نویسنده: نیکی شجاعی
منظومه شمسی ما دارای خورشیدی درخشان در مرکز منظومه و کرات و سیاراتی حول آن بودن که اندر مداراتی مجزا با رعایت فاصله و تناسب خاصی در حال گردش حول خورشید بودن و حیاتی اندر دل آن جاریست ... از سوی دیگر این مجموعه واحد در تلاش و تکاپو جهت گردش حول کهکشان بودن که در بخش های قبل مطالبی نسبت به آن عنوان نمودن و به تجزیه و تحلیل آن پرداخته ام...
از سویی با نگرش به ابعاد زمین و حیاتی که بر سطح آن جاریست ..
منظومه ما دارای تعدادی از کرات و خورشیدی است که در مرکز این سیارات قرار دارد و مجموع اینان جمله به دور خورشید در حال گردش بودن ... این گردش دسته جمعی حول خورشید بیانگر این است که احتمالاً خورشید دارای "قدرت پردازش" بیشتری نسبت به اجتماع این کرات باشد و همچنین عملاً هر یک از این کرات من جمله خورشید دارای ملائکی خاص خود بودن که گهگاه در مقابل برخی افراد در حال زیستن بر زمین ظاهر گردیده و با ایشان ار
زمین در حال گردش حول خورشید با سرعت 30 کیلومتر برثانیه است ... از سویی دیگر زمین در حال گردش به دور خود بر خلاف جهت عقربه های ساعت با سرعت 1600 کیلومتر بر ساعت یا 444.5 متر بر ثانیه می باشد ...
از سویی دیگر زهره در حال گردش حول خورشید با سرعت 35.02 کیلومتر بر ثانیه بودن که دارای وضعیت گردش حول خود در جهتی موافق گردش عقربه های ساعت با سرعت 6.52 کیلومتر بر ساعت یا 1.81 متر بر ثانیه است ...
مرا چنین
برچسب: یکدیگر,
نویسنده: نیکی شجاعی
دنیای ما دنیایی بودن که دارای زمین و زهره ای یک اندازه بودن و گویی این دنیا متعلق به کردگاری مشرک بودن که همه چیز را جفت آفریدن ... و لیکن از برای هر نوع از موجودات زنده یک تن ایشان "نر" و دیگری "ماده" بودن و لذا ایشان قادرند با یکدیگر جفت گیری نموده و نسل خویشتن را افزایش دهند ...
و لیکن آن یکتا پرستی را دلیل برحضور خلقتی دانستن که جانداران حاضر در محیط چنین عالمی همگی بصورت یکتا خلق گردیدن و اقد
سال ها قبل شاهانی بسان فراعنه بر این باور بودند که آسمان و فضای اطراف ما با تمامی وسعتی که از برای آن قابل مشاهده است ... فی الواقع محیطی بودن اندر کره ای دیگر بسان زمین یا خورشید یا هر آن یک از کراتی که ممکن و قابل تصور است ... و در صورت تشابه این کره با کره زمین ... قطعاً موجودات زنده ای نیز بر سطح آن در حال زیستن باشند و لیکن ما قادر به مشاهده ایشان به نبود
مهدی صاحب الزمان به اعتقاد نویسنده آن چهره می باشد که گویی علاوه بر اینکه تشخیص او من جانب خلایق هوشمند و آگاه و عاقل زمین من جمله آدمانی که طی قرون و عصر های متفاوت بر زمین زیسته اند مشکل می باشد، لذا گویی از سویی شناخت و تشخیص ایشان از برای دسته هایی از خلایق آگاه و عاقل که در بُعدی پنهان از این منظومه شمسی در حال زیستن بودن نیز بدون مشکل نخواهدی بودن و لیکن منظور از خلایق پنهان آن دسته از خلایق
برچسب: الزمان,
نویسنده: نیکی شجاعی
ما آدمیان اندر دل منظومه ای زیستن نمودن که من به عنوان یکی از ساکنین این مجموعه با داشتن روحیه ای بسیار کنجکاو و سیری ناپذیر از تحقیق و جستجوی علم و حقیقت ... همواره یکی از بزرگترین سوالاتم این باشد که محدوده کیهان ما اندر دل چه محیطی قرار گرفته است؟ ... آیا فضای کیهان ما بنا بر آنچه که از طریق مقدسات مذهبی ما را بیان گردیدن ... یکی از عوالمی بودن که مالکیت آن متعلق به فرشته ای ساکن در باغی به رضو
او جد پدر نوح بود و اسمش در تورات اخنوخ است او را در اساطیر یونان باستان هرمس حکیم نیز گفته اند .به خاطر درس کتاب های آسمانی ادریس نامیده شد . اولین کسی بود که با قلم نوشت و خیاط بوده و نخستین کسی بود که لباس دوخت او آنچه را که به حضرت آدم از اسما آموخته شد به فرزندان آدم آموزش داده ، علوم نجوم و هندسه ، فلسفه و حساب و منطق و حکمت و رشد ملی و رقا عقلی همه چیز را به مردم یاد داد حتی بعضی به او علم
برچسب: هفتگانه,
نویسنده: نیکی شجاعی
اسلام نام مذهب و آیینی بودن که به عنوان آخرین طریق و مذهب در نزد خلایق زمین به کشف و تعریف گردیدن و لذا درباره دین و مذهب و آیین بطور کاملاً استاندارد و منطقی می توان چنین عنوان نمودن که جهت ارائه نمودن یک دین و آیین ... ابتدا می بایست از برای آن محدوده ای منطقی تعریف و محاسبه نمودن و سپس به کشف خدا، فرشته یا ایزدی در این محدوده به پرداختن ... لیکن با توجه به اینکه ما آدمیان به همراه سایر جانداران
برچسب: اسلام,
نویسنده: نیکی شجاعی
برچسب: الوهیم,
نویسنده: نیکی شجاعی
در جهان هستی جهت ارتباط با خداوند عموم خلایق معمولاً عالی ترین سطح آن را شناسایی نمودن و همواره از او یاد می نمایند ... چنین خدایی را می توان تحت عنوان خداوند قادر متعال و یا خداوند قادر مطلق از او یاد نمودن ... و لیکن از سویی ما آدمان صرفاً با تکیه بر حس بینایی محدودی که در اختیارمان قرار داده شده است و لیکن چشم های ما گویی در اثر فرآیندی به میلیون ها سال تکامل خلق و تکمیل گردیدن ... و با چنین چشم هایی قادریم طیف وسیعی از انوار را شناسایی و تفکیک نمودن و به دنیای پیرامون خویشتن نظر افکنیم ... و لیکن با نظاره دنیای پیرامون چنین خواهیم دیدن که دنیای ما از تجمع اجرامی با ظواهر معمولاً گرد و کروی
حدود چندین ماه قبل تفکراتی راجع به اکوسیستم کارکرد منظومه شمسی ذهن مرا اشغال نمودن و لیکن من آن بودم که ابتدا با تغییراتی درونی و نگرشی جدید به ساعتی ناگهان چهره خورشید را متغیر دیدن و در آن لحظه با نگاه کردن مستقیم به خورشید ... نور آن دیگر مرا آزار ندادن و موفق گردیدم چهره ای زیبا و دلنواز از خورشید را نظاره نمودن ... چهره ای از خورشید که تابش آن به هیچ عنوان داغ و آزار دهنده به نبودن و نور آن بسان شهد گل هایی عطر آگین در آسمان می نمود ... و از برای من و در باور من آن نوری الهی بود که به یکباره در دلم تابیدن گرفت و من آن را "نور الحق" دانستم ... و لیکن آن لحظه به تندی از برابر دیدگانم به محو
در عصر حاضر بسیاری از علمای اسلامی آن عالم معنا را از عالم زمینه یا عالم مادی که ما در حال زیستن در آن بودن به جدا دانستن و لیکن مرا از طریق نظاره و بررسی محدوده این عالم گسترده و شگفت انگیز چنین نتیجه حاصل گردیدن که فی الوقع کل عرصه و محدوده این عالم به مینوی بوده و می توان از آن تحت عنوان دایره مینا یاد نمودن ... و لیکن گویی عالم پیش روی ما بقدری شگرف بودن که در گستره آن هر آنچه که من جانب ذهن و خیال ما به زشت و زیبا گذشتن و لیکن تمامی ایده آل ها و رویاهای ما می توانند از هاله ابهام گذر نمودن و رنگ و سویی واقعی و جلوه ای حقیقی بخود گرفتن ... و لیکن حول منطقه و محیط زیست ما می بایست قطبی بصور
منظومه شمسی ما در اعماق فضای کیهانی واقع گردیدن که ما آدمان و سایر جانداران بر روی یکی از کرات آن بنام زمین در حال زیستن بوده و به عصری مدرن رسیدن که جامعه انسانی ما را روشنفکران و دانشمندان و فریختگان بسیاری را پرورش دادن و به عرصه ظهور رسانیده است و لیکن اگر کل جماعت اندیشمندان و محققین و دانشمندان را بسان ریشه و ساقه محکم گیاهی به تصور نمودن، کلیه حالت های ممکن تفکرات و اندیشه های ایشان می تواند به عنوان انشعابات و شاخ و برگ های انبوه این درخت واقع گردیدن و روند رشد و تکثیر شاخ و برگ های درخت معنوی ما با بهره گیری از تکنولوژی های عرصه ارتباطات و امکاناتی مانند رایانه و اینترنت که موجب به اش
آن هنگام که با تلسکوپ به اعماق فضای حول خود نظاره نمودن ... با انبوهی از اجرام و ستارگان و سحابی ها و کهکشان ها به مواجه گردیدن که گستره آسمان را با طیف های گوناگون از انوار رنگارنگ آذین نمودن و ما آنیم که از خدای خود ندانیم و آسمان ها به خدانیم ... و جستجو کنان در پی یافتن منظومه ها و سیاراتی بودن تا که بتوانیم با موجوداتی زنده بسان خویشتن به مواجه گردیدن و با اینکه دانشمندان ما امروزه دارای تخصص هایی پیشرفته و مدرن بودن و به ابزارهای دقیقی نیز جهت اندازه گیری و سنجش دسترسی داشتن ... و لیکن فواصل طولانی را با واحد های "سال نوری" یا "پارسک" سنجیدن و از برای تحقیق بر گستره آسمان درگیر مسائل و م
هر که که ماهه مونَه ... گدای مرده شونَه ... هر که که شاهه مونه ... به خود دوباره اونَه ... هر که که راهه مونَه ... به زیر زمین همونَه ... هر که ستاره مونَه ... هر سه رو ماره پونَه ... هر که نگاره مونَه ... گدای کهکشونَه ... هر که بکاره مونَه ... فرات و دجله بونَه ... هر که بچاره مونَه ... نه خود هلاره دونَه ... هر که بهاره مونَه ... سرشته آدمونَه ... هر که مقاره دونَه ... به خانقا نمونَه ... هر که حقاره دونَه ... به جادوگر نشونَه ... هر که کباره دونَه ... به هفته هارِمونَه ... هر که شباره دونَه ... به نوره قبرسونَه ... هر که نباره دونَه ... به نوحه محفل اونَه ... هر که نداره دونه ... به شاه شن
ما ساکنین زمین ... بخصوص آدمانی که در عصر مدرن حاضر در حال زیستن باشند ... با وجود اینکه چنین دانستن که یحتمل در حدود چندین میلیارد سال از عمر زمین و منظومه می گذرد ... به دلیل عدم دسترسی صحیح و مناسب درباره حقیقتی که به هنگام تشکیل منظومه شمسی رخ دادن ... و می توان از آن تحت عنوان "صبح ازل" یا "روز ازل" یاد نمودن ... لذا در این ایام که به تکنولوژی های مدرن دسترسی یافته ایم ... با استفاده از تلسکوپ های بسیار مدرن و تهیه نمایی از طریق اسکن فضای پیرامون خویش ... و مشاهده یا محاسبه منطقی پیرامون برخی از پدیده ها ... ما را ابتدا چنین به نظر رسیدن که این عرصه بیکران هستی که دنیای ما می تواند بخش بس
من آنم که بر زمین بسان گمگشته ای دائم غرق درون بودن و عده ای از روحان روشن دل نیز به اندرونم حضور داشتن و به دسته جمع مرا یاری نمودن و با هم در پی کشف حقیقت دنیا بودن و لیکن من آنم که خورشیدم را بر طاق سپهر چنین دریافتن که می بایست آن تابش خورشید رو به سوی من به انواری خنک بودن و حتی در دل تابستان گرم نیز آن پرتوهای ماوراء بنفش خورشید من از برای تن خویشتن بسان "یح" دانستن و گویی که می بایست آفتاب را چنین دیدن که جریانی از ذرات کریستال خنک بر روی سرم فرو ریختن و لیکن چنین خواسته و انتظاری را از برای همنوعان خویش اندر بستر زمین به خواهم داشتن ... و
دنیای ما در نگاهی کلی دنیایی وسیع بودن که دارای اسرار و ناشناخته های فراوان باشد و لیکن من با صرف بیش از چهار یا پنج سال از وقت خویش بابت مطالعه و تحقیق روی دنیای پیرامون و کشف برخی از اسرار خلقت با رجوع به آثار و بقایای علمی و دینی و مخصوصاً مراجعه به برخی کتب مقدس چون تورات، انجیل و قرآن ... چنین تصمیم گیری نمودن تا ثمره تفکرات، تلاش و مطالعات خویشتن را در قالب مستندات به دفتری انتقال دادن و لیکن با توجه به جایز الخطا بودن ... یادداشت ها و نظرات خویش را به همراه خطاهای ممکن در دفترم به ثبت نمودن و از طریق ورود و پیشروی در مسیر کمال مطلوب ... کم کم قادر گردیدن تا از میزان خطا و کج اندیشی خویش